سخنان دل
ای عاشق در انتظار چه نشسته ای؟ در انتظار بادهای پاییزی باران های بهاری، برگهای زرد و یا شکوفه ای ارغوانی در انتظار کدامی؟ انتظار بیهوده است پنجره را باز کن، جدار را بشکن، غبار را پاک کن و خاطره را به خاطره ها بسپار که تا پایان پایانها مانده این است زندگی و این است روزگار فردمنش نظرات شما عزیزان: پنج شنبه 25 خرداد 1391برچسب:, :: 15:30 :: نويسنده : fayaz
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |